مهربانو نجمه زحمتکش

Shape Image One
Shape Image One
 Shape Image Four
 Shape Image Four
 Shape Image Four
 Shape Image Four
 Shape Image Four
 Shape Image Four

 

در یکی از روزهای سرد بهمن ۱۳۷۰ پا به عرصه ی زندگی گذاشتم،در مرز بین دو نسل دهه ی شصتی ها و دهه ی هفتادی ها.
پدرم آموزگار بود و عاشق بچه ها و بالیدن و آموختنشان
آنچه از آن سالها ازو بیاد دارم اهمیتی ست که به یادگیری،تحصیل و آموختن می داد.
میگفت :قرض شما به دنیا این است که آنچه یاد دارید را به دیگران بیاموزید.
همین روحیه و رویه باعث شد تا من و دیگر اعضای خانواده در راه تحصیل و مدرسه و دانشگاه جدّ و جهدی در خور توجه داشته باشیم.
او همیشه میگفت:تا هرزمان که چشم می بیند و گوش می شنود بیاموزید که هیچ لذتی بالاتر ازین نیست.
افسوس که دنیا او را در اوایل دهه ی ۹۰ از ما گرفت،منظورم پدرم است.
دانشگاه و فضاهای پژوهشی و علمی تنها جایی بود که آرامم میکرد و همین باعث شد که لیسانس و فوق لیسانس را بدون وقفه پشت سربگذرانم.
تحصیل در رشته ی مدیریت بمن آموخت که انسان اساس هر توسعه و پیشرفتی است و اگر جامعه ای می خواهد روی آرامش و صلح را ببیند بایستی به انسان توجه کند.
در حین تحصیل در بخش اداری دانشگاه مشغول بکار شدم،بعداز فارغ التحصیلی این همکاری ادامه یافت با یک وضعیت دیگر،درکنار کاراداری،کار پژوهشی و تدریس هم به آن اضافه شد.
بایستی اقرار کنم که کار اداری به اندازه تدریس و پژوهش برای من جذاب نبود و همین باعث شد تا ترجیح دهم که تا انرژی و توش و توان خودرا برای آموختن بکار گیرم.
سرنوشت، بودن در جمع دانش آموزان و فرهیختگان دبستان مهارت را نصیبم کرد.

راستی از مادرم چیز زیادی نگفتم اما همینقدر بس که گویا پدرم موقع ترک ما به مهر و حمایت بی نهایت مادرم ایمان داشت،انگار خیالش از او راحت بود و آرام چشم از جهان فرو بست.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.